الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

390

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

بانگ صدى از خود سر مىدادند و بانگ مىزدند . ( با سوت زدن و كف زدن شادى مىكردند تا مانع شنيدن قرآن شوند ) . مكاء : پرنده‌اى است كوچك كه صدايش مانند سوت زدن است . التَّصَدِّي : اين است كه چيزى از مقابل پيش آيد مثل انعكاس صدا يعنى صدايى از كوه برمىگردد و منعكس مىشود ، در آيه گفت : ( أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى - 6 / عبس ) . الصَّدَى : بوم و جغد نر و مغز سر ، زيرا دماغ يا مغز سر تصوّر كنندهء صورت صوت است و لذا - هامّه - ناميده شده ( يعنى جغد يا بوم و سر هر حيوانى و سرپرست هر قوم ) . أصمّ اللّه صَدَاهُ : درخواست و دعايى است براى كر و كنگ شدن ، او ( يا نفرينى براى مردن او كه ديگر صدايى از او برنيايد ) و معنى عبارت اين است كه خدا صدايى برايش قرار ندهد ، تا ديگر انعكاس صدايى هم كه به او برمىگردد نداشته باشد . تشنگى را هم - صدى - گويند . رجل صَدْيَان و امرأة صَدْيَاءُ و صَادِيَةٌ : مرد و زنى عطشناك و تشنه . الاصرار : پا فشارى و سرسختى در گناه و خوددارى در دل كندن از گناهان . صرر : الْإِصْرَار : پا فشارى و سرسختى در گناه و خوددارى در دل كندن از گناهان . اصلش از الصَّرُّ : به سختى بستن ، است . الصُّرَّة : كيسه‌اى كه پول در آن مىنهند و سرش را محكم مىبندند .

--> كوركورانه از غرب فرنگى مآب شده باشند كه به حمد اللّه و با توفيق الهى امروز جامعهء ما به فطرت الهى خويش بازگشته و با شكوه انديشهء اسلامى مىرود تا به كلّى آثار فرهنگ استعمارى را با تمام عوارضش مدفون كند هر چند كه ليبرالها و مخالفين حكومت اسلامى در دوران انقلاب اصرار داشتند باز همان كف زدنها شايع شود با اينكه ادّعاى اسلاميت دارند و سالهاى زياد در حدود يك ربع قرن خود را اسلام شناس معرّفى كردند و با مخالفتشان در برابر توده‌هاى ميليونى مسلمان و خط پوياى اجتهاد جهالت خود را نسبت به قرآن و آياتى كه كردار كفّار و مؤمنين را مشخّص و متمايز مىدارد نمايان ساختند زهى تأسف و حسرت ! .